پارسال با هلمر رفته بودیم نمایشگاه خودرو... امروز با دو نفر از دوستان رفتیم اونجا و داشتم خاطرات پارسال رو براشون میگفتم که یهو مواجه شدیم با
هلمز ٬
بارانه و
اژدهای خفته . ودر همین حین
همرنگ یار هم زنگ زد... یک ملاقات بود از نوع تمام وبلاگی!
نمایشگاه خودرو هم باحال بود . شاید در موردش نوشتم.
یه دوست هم در مورد شعر گلسرخی تذکر دادند(متاسفانه خودشونو معرفی نکردن) من به اعضای وبلاگ بارها گفتم که مطلب سیاسی ننویسین( ومیدونم که خودم رعایت نکردم!) این آقای گلسرخی هم علیه السلام نیست که ازش مطلب نقل بشه... ولی این نظر و سلیقه یاسر بوده و مطالب اعضاء وبلاگ محترم است. و به شخصه موافق با نوشتن مطلب از او در وبلاگ نیستم.
از صادق هم ممنونیم. آقا صادق به خدا خیلی به نظرات شما توجه میشه و نظرات خوبی هم میدی ولی جایی نیست که جواب بهت بدیم. بعضی وقتا تو وبلاگ تشکر میکنیم.
و این در وبلاگ عادی است... مثلا من هر شب وبلاگ یکی از دوستان رو چک میکنم ولی او تا حالا یک بار هم وبلاگ منو ندیده! اینجوریه دیگه!!!
منصور
آقا منصور ! در مورد نمایشگاه خودرو بنویس
من هم می خواستم بگم که از گلسرخی چیزی نزنید
این آقا یاسر خودش لندنه .... حواسش نیست
عزیز ! ما پول نداریم بدیم کمپوت بخریم هر هفته بریم دیدن آقا منصور تو اوین !!!
منظورم واضح بود ؟
یا حق
به به نمایشگاه خودرو! جای ما خالی! میگما مطلب پایینی اینقدر خفن سیاسی بود که علی خان کمپوت هاشو برای دیدن آقا منصور در اوین آماده کرده؟! (:شرمندم اگه زیاد از سیاست سر در نمیارم! خفنیه متن پایین هنوز برام واضح نیست که به چه جهته! کم عقلی و ۱۰۰۰ درد بی درمون دیگه!
نظر خواهی وبلاگت کار نمیکنه!
خوش بگذره برادر منصور در ضمن دیگه نبینم مطالب کمونیستی درج بشه مگه نه اوین که جای خوبیه جایی که فکرش رو نمی تونیین بکنین
سعید جان اسوده بخواب که من بیدارم./
منصورجان سلام،
مطلب در مورد گلسرخی رو من برات نوشتم فقط یادم رفت اسمم را بالای مطلب بنویسم. وقتی هم که متوجه شدم کار از کار گذشته بود. البته منظورم این نبود که مثلاً از یک کمونیست نباید در وبلاگ چیزی نوشت. فقط می خواستم دوستان عزیز متوجه زمان سروده شدن شعر و سابقه شاعر آن باشند. خودت خوب می دانی که با مسائل سیاسی خیلی راحت می شود احساسی برخورد کرد اما نتیجه آن همین می شود که الان هست. مثل اینکه زیادی حرف زدم. پس تا بعد!
سلام.می بخشید این قسمت مکاتبه با ترنج کار نمی کنه.چون میترسیدم که بگید بد قولم,مجبور شدم اینجا بنویسم.:متاسفانه فردا نمی تونم بیام مدرسه پس جایزه وبلاگتون محفوظ بمونه برای هفته بعد .ان شاء الله اگه زنده باشم حتما میام مدرسه.
پاورقی:اگه این متن رو خوندیدو زحمتی نبود یه میل به من بزنید که اولا مطمئن بشم اینو خوندید.ثانیا آدرس mailتون رو یادداشت کنم -------------- با تشکر قبلی
برای شما یک میل فرستادم- ممنون
سلام به همه
شوخی کردم. اگه ۱۰۰سال دیگه هم باشه من زنده باشم سر میزنم نظر می دهم. اصلا وظیفه است.
یه لطفی هم بکنید راجع به نمایشگاه ماشین یه کم بنویسید ممنون می شم. پارسال رفتم به اقوام ولی امسال بخاطر دوری راه نمی تونم برم. ممنون و متشکر