سلام
امروز برا رکورد داشتم چند تا جوک تو اینترنت می خوندم اشکم در اومد بسکی بیمزه بودند. نمی دونم کی میره دنبال جک تو اینترنت اما امروز که امتحانی رفتم یه جوری احساس احمق(تر)ی بهم دست داد.
دیروز یه یارویی رو دیدم تو دانشگاه که سال دومی بود اما ۷۰٪ درس هاش را افتاده بود و داشت دوباره می خوند. اول اومدم ازش یه سوال بپرسم اما خوب بیخیال شدم یکی از بچه ها که خیلی تنش برا بحث می خواره حرف من را خیلی رک زد. خوشم اومد. گفت: شما فکر نمی کنی که وقت؛ پول و سرمایه خانواده ات و خودت را هدر دادی و بحث شروع شد. منم که اشتیاق بی نهایتی به بحث دارم یه جوری در رفتم. اما برام جالب بود که دیدم بعضی ها چه جوری با آینده خودشون بازی میکنم.(این معنیش این نیست که من ته آینده نگر هستم) اگر من جا بابا اون یارو بودم دیگه پول نمیدادم که آخرش این بشه.
بگذریم؛ یه کلاس یه هفتگی بین تعطیلات برامون گذاشتند که بیشتر بازی با وسایل بود. مدار بستن و شناختن سطحی یعضی وسایل. برنامه MatLab را هم بهمون مقدماتی یاد دادند. چیز محشری به نظر میرسه. بعضی وقتها یه زره گیج کننده میشه اما مجموعا چیز جالبی. نکته قابل توجه اینه که برنامه نویسی اینجا هم نقش مهمی بازی میکنه. شاید نظر بدی نباشه که اگه برنامه دارید مهندسی بخونید برنامه نویسی را توپ یاد بگیرید.(نه مثل من که دست و پا شکسته بلدم)
موفق و موید
صادق
Na baba sadegh jaan in harfaa injaa khabari nist. Agha boland shim berim afriigh jonobii pas.
ممنون از نظرت. فکر کردم احمقانه است یاسطحی نگری است اگه درباره لابراتوارها بنویسم. اما شاید جالب باشه بدونی که پا هر میزی یه کامپیوتر هست با مانیتور فلت. آدم کفش می بره.
صادق خان فکر کنم یه کمی اشتباه میکنی!
ببین من نمیدونم توی دانشگاه شما چه جوریه ولی بذار برات تعریف کنم که توی شریف چه جوریه.
توی این خراب شده شما درس رو می خونی.خوب هم می خونی.به مطالب هم تسلط داری.کلی هم برای امتحان سوال حل میکنی ولی نتیجه نمی گیری! یعنی نتیجه گرفتنت زیاد به مقدار تلاشت بستگی نداره.بستگی به یه فاکتورهای دیگه مثل دقت بسیار بالا در حل مسایل داره و این که بتونی مسایل با حجم بالا رو خوب تجزیه و تحلیل کنی.
البته در این جا افرادی که این توانایی رو داشته باشند ما شاء الله کم هم نیستند.
خلاصه این که بنده حتی کسانی رو میشناسم که ۴ بار مقاومت مصالح رو گرفتند و خوب هم خواندند ولی نتیجه نگرفتند!
خوب..برای این که بهتر متوجه اوضاع بشی یه مثال از خودم میزنم.جریانش مربوط میشه به همین ترم و درس ترمودینامیک:
- استاد من که همه تمرینهای شما رو حل کردم و تحویل دادم.در تمام کلاسها هم که شرکت کردم.به تمام درس هم تسلط دارم . متاسفانه در امتحان پایان ترم نتونستم دانشم رو روی برگه منتقل کنم ولی نمره میان ترم اول و دوم وسومم که بد نبود و حداقل لیاقت من رو برای پاس کردن نشون میداد.(هر چند اونها هم در حدی که خوندم نبود!).پس چرا بنده رو انداختید؟
- همه این حرفها درست ولی من به برگه نمره میدم نه به میزان تسلط شما! نمره پایان ترم هم برام خیلی مهمه و بارم زیادی داره . به همین دلیل نمره کل شما شد ۹.۴ و بنده نمیتونم پاستون کنم.
--------------------------------------------------
خوب.صادق جان. حالا دیدی ما برای گرفتن حداقل نمره قبولی هم مشکل داریم! در ضمن مطمئن باش کسی مشروط شدن دوست نداره .