با سلام
تمام شماره ها
آرزوی انگشت تو را دارند
تو این را نمی دانی
هر گاه
شماره ای می گیری
شماره های دیگر
از غصه می میرند
تکه شعری از رحمت حقی پور بود که امروز به طور تصادفی در روزنامه خواندم تا شعرهای دیگرش چه باشد.
یادش به خیر در جوانتر بودن شعرهای عاشقانه زیاد می خواندم خصوص سعدی که بی نظیر است و مالک ششدانگ در این زمینه است به قول خودش:
سعدی دل روشنت صدف وار
هر قطره که خورد گوهر آورد
شیرینی طبع دخترانت
شور از متمیزان برآورد
شاید که کند به زنده در گور
در عهد تو هر که دختر آورد
تذکر: می خواستم در مورد ۱+۱۷ تیر بنویسم گفتم شاید رییس را دل نباشد.
اگر اجازت داد شاید روزهای آتی قلمی بزنم چرا که قدم ها شکسته است...
نصیر
عاشقانه های بیکل رو خوندی ... تو شعر امروز فوق العاده است ( از نظر من )
سلام به همه آسمونیای اینجا ....
شما که نوشتی مطلبت رو ! یعنی چیزی را که باید می نوشتی ٬نوشتی.