سلام
شک دارم درباره چی بنویسم. می خواستم اول ادامه متن قبلیم را بدم دیدم شاید خسته کننده بشه اما خوب تو نظرات قبلی خیلی لطف داشتید. اما من سعی میکنم تو هفته چیزایی را پیدا کنم که جالب باشه و این دفعه رسیدم به یه کتاب خفن. الان دو تا چیز هست یکی این کشور و یکی هم این کتابه اما خوب شاید مطالب این کتاب را اگه زودتر بدونید بهتر باشه. اگر چه این نوشته بیشتر مقدمه ای است بر این کتاب.
یه کتاب یکی برام از ایران پست کرده بنام قورباغه را قورت بده. اول فکر کردم که هدیه مسخره ای است و سر کاریه و گذاشتمش کنار تا اینکه چند وقت پیش خوابم نمی برد یه سری بهش زدم. فهمیدم 21 روش برای استفاده بهینه از وقت هست البته بعضی هاش تکراریه. نویسنده کتاب آقای برایان تریسی است که بنظر شخصی من شخص بسیار توانا و سخت کوش و موفقی است. بگذریم شایدبد نباشه نگاهی کوتاه به زندگی این شخص بندازیم.
وی یک سخنران، مربی و مشاور تخصصی و مدیر شرکت Brian Tracy International هست و میلیونر است. او تحصیلات خود را در دبیرستان نیمه تموم گذاشت و بعد شروع به شستن ظرف ، حفر چاه ، کارگری در کارخانه ها و جابهجا کردن بسته های کاه در مزارع و دامداری کرد.
25 سال داشت که فروشندگی را شروع کرد و اندک اندک ترقی کرد. وی با مطالعه هر روشی را که فکر میکرد میتونه به او کمک کنه و انجام آنها به تدریج پیشرفت کرد و پس از 5 سال مدیر اجرایی شرکتی شد که سالانه 265 میلیون دلار سوددهی داشت.
در این سن (30 سالگی) تصمیم گرفت ادامه تحصیل بدهد و خلاصه کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت از دانشگاهی در کلمبیا گرفت و پس آن طی سالیان دراز در 22 کمپانی کار کرده است. از سال 1981 شروع به تدریس روش موفقیت خود کرد. اینطور که اینجا نوشته کتابها ، نوارهای صوتی و تصویری او به 21 زبان ترجمه و در 36 کشور مورد استفاده قرار می گیره. وی تا حالا بیش از 2 میلیون نفر را در 23 کشور به طور حضوری در ایده هاش سهیم کرده.( من این را فقط دارم مینویسم ، آمارها یه ذره غیر واقعی به نظر می رسند بیشتر میخوام برسم به کارها) و بیش از 500 شرذکت از او مشاوره گرفته اند.( او در 22 شرکت به طور رسمی استخدام شده بوده)
21 روشی که در این کتاب ذکر شده را خودش مورد آزمایش قرار داده . یه چیزی که خوندم و خیلی جالب بود این بود که می گفت:" من روزی 1 ساعت درباره کارم مطالعه می کنم تا بهره بریم بالاتر بره" این کاری هست که خیلی از ماها نمی کنیم یعنه مطالعه. می گه روزی 1 ساعت زودتر از بقیه اعضای خانواده بیدار میشم و مطالعه میکنم چون علم روزانه پیشرفت می کند. بعد دیگه بخشی که نمیدونم چه ربطی به بحث داره اما گفته ازدواج موفقی داشته و 4 تا بچه داره.( این بخش را همیشه می نویسند که البته بنظر من دخالت در زندگی خصوصی است و بیدلیل).
خودش در ابتدای کتاب گفته؛ گالیله می گوید:" شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید فقط می توانید او را از آنچه میداند با خبر کنید." بعدش گفته ممکنه این مطالب آشنا بنظر برسه یا انجام داده بشه از سر عادت، اما شاید یاد آوریش بد نباشه.
..........ادامه دارد ..........
جلد بعدی این را حتما بخرید. در اون مطلب بعدیم این روشها را می نویسم.
موفق و موید
صادق
سلام.اول بگم که به خاطر توضیحاتی که برام فرستادید ازتون بسیار قدر دانی و تشکر می کنم.
می رسیم به کتاب... سوال اینه که چرا همه این کتابهایی که در باره روشهای موفقیت هستند یه جور نوشته میشن.همه ترک تحصیل کردندو بعدا طی چند سال پولدار شدنو همشون هم زندگی خانوادگی موفق (معمولا همراه با چند تا بچه مامانی!)دارن؟
به نظر من که به آمارو ارقامشون نمیشه اطمینان کرد.بعدشم تجربه شخصی من اینه که هیچ کدومشون نتیجه بخش نیستن.چون بعد از یه مدت دوباره همون آدم قبلی میشم.البته شاید فقط من اینطوری باشم.
در هر حال من میگم برای موفقیت در زندگی باید ۳ چیز رو ارتقا بدیم.هدف.نظم.عشق........
امیدوارم این کتاب ۳ کلمه ای سر لوحه کارهای همه مون باشه.
راستی آبشار خوش گذشت آقا صادق!
آقا علیرضا
درباره نظم و هدف موافقم اما خوب عشق یه جوری فکر آدم را به خودش جذب میکنه (من همون معنی عوامانه را از این کلمه برداشت کردم) و فکر آدم داغان میشه مخصوصا اگه اون طرف تحویل نگره. البته به نظر من تناقض با تمرکز حواس برا درس داره این نظر تجربی نیست ۱۰-۱۵ سال دیگه تو همین وبلاگ جوابتون را میدم که نظرم چیه. راستی تو متن جدید جوابتون به سوال آبشار را دادم
ممنون از نظرتون
I just write my comment in English cuase I know reading in FINGLISH is just a headache. I remember I was reading a book from Robinson who was a millionaire when he was only 25. I introdusec this book to a wealthy person. He said ," Hey my friend, do not waste your time reading a book which is about which tells you how to get rich. Without trying hard, you don't go anywhere." I guess, he was true. Without striving to get the goals, we go no where.
امیر عزیز شاید(در حد احتمال) بتوان با روش درست از تلاش و وقت خود حداکثر استفاده را کرد.
خوبه ولی من به این جور کتابا زیاد اعتماد ندارم!