چند شب پیش تلویزیون گزارشی از نشست نقد و بررسی کتاب گل ها همه آفتابگردانند ( مجموعه شعر از قیصر امین پور) پخش کرد. کاملا اتفاقی دیدم.
موقعی به برنامه رسیدم که خود قیصر امین پور داشت شعر می خواند.
غزلی که قبل ها من خوانده بودم و خواندن خودم بهتر از شاعر بود!
بعضی شعرهایشان به مراتب بهتر از صداها یشان است
از باب مثال هر چه قدر شعرو لحن اخوان حماسی و هیبت برانگیز است
صدایش بی بهره است.
به هر حال امین پور غزلش را خواند و حسی دوباره را در من زنده کرد
حیفم آمد شما هم بی نصیب باشید
گفتی غزل بگو چه بگویم غزال کو؟
شیرین من برای غزل شور و حال کو؟
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چار فصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله قیل و قال کو؟
نصیر
همیشه اینجور بوده. گوینده اخبار هم از سخنران گاهی سلیس تر میخواند.
شعر قشنگی موفق باشی