عید آمد و عید آمد ٬ آن وقت سعید آمد
یک ماه سحر٬ یک ماه افطار٬ یک ماه صلح وآشتی٬ یک ماه عشق وآزادی به پایان آمد.
خدایا شکر .
عید سعید فطر بر شما مبارک
امروز که به عنوان آخرین روز رمضان قرآن می خواندم به آیه ای قابل تامل رسیدم که می گفت:
وسخنتان را چه پوشیده دارید چه آشکار ٬ او به راز دلها داناست.(سوره ملک۱۳٬)
تا حالا از این که یه مطالبی را که به نظرم باید بگم ولی نمی گم٬ حس خوبی نداشتم. اما امروز کمی با قوت بیشتری تصمیم گرفتم که چیزی نگم.خودش که باید بدونه می دونه.
سکوتم از رضایت نیست دلم اهل شکایت نیست
راستی روز قدس آمد و هیج کس در وبلاگ ما اشاره ای به آن نکرد.فقط می تونم بگم :بس کنید!و این که ان شاء الله روزی بیاید که نماز عید فطر را در مسجدالقصی بخوانیم
جز نگاهت پناهگاهم نیست
محمد امین
آخه...
اگه همه می دونستن که با ایت آیه خودتو صاف کردی
یا اینکه مجبوری...!
بهتر نگم
التماس دعا حاج آقا
توفیق ختم قرآن داشتید؟
عید شماهم مبارک
سلام.
عید تو هم مبارک.
راستی شنیدم بالاخره اون بنده خدا ( اسمش چی بود؟ حنیف بود؟) هم آزاد شد.(خیلی از دنیا عقبم نه؟)
خلاصه اینکه به امید روزی که او بیاید و انشا الله هم شما سربلند باشید هم ما.(امیدوارم منظورم گرفته باشی)
به امید روزی که نماز عید فطر رو پشت سر صاحب الزمانمون بخونیم؛ انشاالله
منم امیدوارم...
این جمله آخریه یه کم سنگین بود.نگرفتم منظورتو!
همچنین!!!
سلام
۱. علم معه حلم. خیلی عالی است که آدم بفمهد خودش خیلی مهم است و نخواهد همه چیز را داد بزند که یعنی من هم هستم.
۲. نماز را در مدینه یا مکه یا کربلا بخوانیم. ان شاءالله.
۳. ای پناهگاه نگاه بی پناهان .