
Let’s start again with rap music. After a long a time being out of here, I really want to write about something that is really different. From the different branches of music, rap is shining (Motamaayez). Rap is shining because this type of music comes from the abused (So Estefade) culture, from the abused hearts. Rap appears (Padidar) in the
Tupac Shakur was born in
.
Amir
Continued
حالم گرفته ست. به علت درد زانوی پای چپ که بر اثر کوه رفتن های متعدد ایجاد شده ، مجبور شدم یه مدت کوه رو کنار بذارم. انشاءالله با گذراندن دوران نقاهت(!) ، دوباره شروع می کنم.
یه مدته زدیم تو کار فرهنگ!
قبلا هم جزو افاضاتم نوشته بودم که مشکل اصلی مملکت ما فرهنگیه نه مدیریتی! ببینیم می تونیم با این وبلاگ همراه سرویس پی زوری بلاگ اسکای ، یه تحول فرهنگی در جامعه راه بیندازیم یا نه!!!
عرض شود که کار نکردن ، پیچوندن و امثال ذلک یک ارزش در جامعه ما محسوب میشه در صورتی که میگن مثلا تو ژاپن مرد اگه زود بره خونه ، زنش باهاش دعوا میکنه که چرا زود اومدی؟ تو مرد بی عرضه ای هستی که زود از سرکار برگشتی و...
این مشکل فرهنگی رو هم بذارین کنار مطالب قبلی: خشونت در برخورد ، رانندگی و... ببینیم میشه ازش یه کتاب فرهنگ جامعه ی امروز در آورد یا نه؟!!!!
فرهنگ گدایی هم دیدنی است! انقدر کلک دیدیم و گول خوردیم از این متکدیان حرفه ای که اگر یک نفر مستحق هم باشه احتمالا کمکش نمی کنیم. چه بدونم؟ جلو بیمارستان جم که پاتوقه ! کانون زبان که می رفتم، می دیدم که اونجا یک سری آدم خاص بچه بغل و نسخه به دست ، هر روز وایسادن و می گن از شهرستان اومدن و پول ندارن و...
آدم نسبت به اینا بدبین می شه و نمی دونم کسانی که جلو بیمارستانهای دیگه ازم کمک خواستن و من نکردم از چه قماشی بودن... هرچند ، اونایی که قسم دادن ، مخصوصا به یک قسم خاص ، اصلا نگاه نکردم کیه و چی میگه، کمک کردم بهش...
برای بار چندم میگم، مشکلات فرهنگی زیادی داریم و روسای مملکت اصلا جهت گیری به سمت رفع آن هم نکرده اند چه برسه به رفع آن.
سیستم تبلیغات میان برنامه تلویزیون خیلی کثیفه! البته از بد وبیراه گفتن به تلویزیون خسته شدم! بعض تبلیغات هم بد آموزی داره که چون به طور کلی، اولیاء امر نمی فهمن ، چیزی نمیشه گفت. این تبلیغ جدید «کاشی کویر» تقلب رو به بچه ها یاد میده. البته دروغ گویی و تقلب که جزء لاینفک فرهنگ ماست. یا این سریال نقطه چین که ....
پ.ن.
با خبر شدم که کیومرث صابری دارفانی را وداع گفته است. روحش شاد
منصور
با خشونت با هم رفتار میکنیم... اعصاب ها خورد است. همه پرخاشگر هستند نسبت به هم. اگر با یک نفر تصادف مختصری کنی ، از ماشین که پایین می آید اول باید داد بزند یا فحش بدهد بعدا ببینه چی به چی شده...چرا اینجوری هستند مردم ما . مثل خروس جنگی. طمانینه ندارند. با اعصاب آرام نمی آن تو خیابون یا محل کار.
امروز عصر همراه همرنگ یار رفتیم کافی شاپ آناناس. خیلی جای باحالیه . گارسن اونجا خیلی خوش برخورد بود . فکر کردم لابد خارج آدماش اینجورین! خیلی راحت و با روی گشاده با ما و بقیه مشتریان برخورد کرد و با جملات ساده ای رابطه با مشتریها برقرار می کرد. خیلی برام جالب بود و دیدم که جاهای دیگر اصلا این خبرا نیست. رستوران میری و پول خوب هم ازت می گیرن ولی غذا که میارن انگار ارث باباش رو می خواد بهت بده! با چهره در هم و لحن خشن!
من شغلم ایجاب میکنه که همیشه روی گشاده و اعصاب آرام داشته باشم که در ایران ما خیلی سخته و باید خودت آرام و راحت باشی تا با بقیه با راحتی برخورد کنی. همیشه لبخند به لب داشته باشی... چقدر اینجوری خوبه . ولی ماها اینقدر گاهی خسته هستیم یا تحت فشار هستیم یا رئیسها چیز می کنن به اعصابمون که نمی تونیم!!! موافق نیستین؟!
منصور