رویای نیمه کاره

سرمایه هر دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد. «دکتر شریعتی»

رویای نیمه کاره

سرمایه هر دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد. «دکتر شریعتی»

برای شعر تازه ٬ اجازه بی اجازه


همون طور که عرض شد٬ما که به اون صورت چیزی از سیاست سرمون نمیشه ولی دیگه اشتغال کردیم !  و یه ترانه سرودیم برای انتخابات...


کرسی میخواد که داره همچین حال و هوایی

رنگ هدف پریده ،نه شوری نه نوایی

سهراب شده که میره به جنگای بی برگشت!

رستم شده ببینید،عجب دیو بلایی

بایه کیسه پُر از پَر، پر از پرای سیمرغ

باز کرده راهشو ،سی؟، به سمت هدفایی

نارو زده از اول ، یا یه کارای دیگه

آتیش زده یا خورده با یه طرح کذایی

وقتم که کم میاره واسه لقمه معقول

دو سه تا لقمه چرب ، قورتیده سرپایی

لالقمه ها پراز اشک ، میونشون پرازدرد

چون نجویده خورده میگه عجب غذایی

برای رای گرفتن میره سراغ پرتا

توی نطقای غراش می گه عجب فضایی

الگوهای هزارش ، همه راهارو رفتن

به به که توی این راه ، داره خوب سلفایی

تو رای ندی یه جوره جدیدی رای میاره

کرسی داره میدونی خودت پرت و پلایی


 منصور

سیما


 من که به اون صورت چیزی از سیاست سر در نمی آورم، منتها این جور که معلومه ، مصادر امور بدجور به دست و پا افتادن برای این که انتخابات جمعه کم جمعیت برگزار نشه... یه جور تبلیغاتی پخش میکنه این سیما که آدم پشت پشتکی از دیوار میره بالا.

«گروه میخ صاف کن های جامعه صنعت دوزها »21 کاندیدا معرفی کردن و در حال رقابت شدید با «مجمع نمی دونم چی چی فلان » هستن!

یک نماینده تو مهاباد گفته اگه به وعده هام عمل نکنم خودم رو آتیش میزنم! بعد آخر اخبار عذرخواهی میکنن که مهاباد نبوده و نمی گن کجا بوده! شعر "ای ایران" رو کامل پخش میکنه با زیر نویس «استاد بنان» .مصاحبه ها و رپرتاژ آگهی های آنچنانی. سرود های ملی قدیمی که ممنوع بود پخششون. فعلا برای جلب مشارکت مردم هر چیزی مجازه! ببینم اندی برای انتخابات چیزی نخونده توی آلبوم جدیدش که پخش کنن؟!!! فقط میگم که "ای لاریجانی" که البته بعیده که قضیه کامل دست اونم باشه...

خبر انفجار واگن های قطار در ایستگاه خیام نیشابور کلا رفت تو سایه... انفجاری که تا 10 کیلومتری شیشه هارو شکسته و توی مشهد ( با فاصله 130 کیلومتر) صداش شنیده شده...ایستگاه چسبیده به روستا نیست که. سه تا روستا به طور کامل ویران شده. ببینید چه انفجاری بوده. خدا رحمت کنه کشته شدگان این سانحه رو. ولی ببینید که اتفاقات غیر مترقبه ایران کاملا منحصر به فرد است...

منصور

سرگیجه


چی بگم والا؟
سرگیجه گرفتم...انتخابات...انتخابات...انتخابات...
چه باید کرد؟ ولی با همه این مسائل ٬ امشب بیانیه خاتمی در مورد انتخابات رو شنیدم...کلی حال کردم٬ خیلی عالی بود. نمی دونم خودش این چیزا رو تنظیم میکنه یا مشاورانش ٬ ولی هر کی هست آدم باسوادیه...
خاتمی شده همون خاتمی سال ۷۷ !!!
هرچی بیشتر به اطراف نگاه میکنم این بیت در ذهنم بیشتر مرور می شه :

توی این شب غیر گریه کار دیگری نداریم
هرکی خوابه خوش به حالش ٬ ما به بیداری دچاریم

یه قسمت از مقدمه کتاب «بی سرزمین تر از باد » نوشته یغما گلرویی را نقل میکنم (البته با تلخیص و کمی تغییر! ) شعر بالا هم مال اونه. ۲۸ سالشم هست . قوی شعر میگه. البته نصیر باید اظهار نظر کنه...

«گاهی آرزو میکنم که کاش ! ای کاش ستاره دریایی بودم ٬ چسبیده به یک صخره در عمق اقیانوس و روزگارم به بی خبری از عبور فصل ها میگذشت! بی خبر بودم از طلوع ماه و سرزدن خورشید! نمی دانستم که عمر صنوبر هزار ساله چگونه به پلک زدن صاعقه ای خاکستر میشود! نمی دانستم تماشای محکوم به مرگ یعنی چه ! نه گلوله را می شناختیم و نه کلاهک هسته ای را...ولی...»

منصور

Prince Charles in Iran

Hi everybody!  It’s a long time that I haven’t published anything here because of some technical and physical difficulties. I am really glad that this weblog has grabbed (Bargardoondan) back its readers. By this weblog, we have found new friends and new friendships which are the most important goals of our weblog. Toranj and his great team (except me) have done a great job since this weblog was launched off (Shoro Shodan) not very long time ago. By now, we have a new member, Nasir, who is going to make our weblog perfect.

 

 Now, I do not know what I have to write about. Prince Charles was in Iran after about 25 years. I guess this is the most important event that has occurred (Rokh dadan) recently. What does his trip (safr) really means? Who are English people and what they really do in Iran for many years? He’s coming to Iran in a very crucial (Bohrani) time. In a time that most of reformist candidates have been barred (Man Shodan) to participate (Sherekat Kardan) in the parliament election and the majority (Aksariayt) of Iranian people are angry and disappointed to participate in the election, Prince Charles comes to Iran.  Is he really comes to Iran as the manager of Red Cross to see the city of Bam?  Doesn’t he come to Iran in this crucial time before the election to show support (Hemaayat) to Iranian hardliners (Mohafeze Karan)?  The Question remains that what are the ties ( Ertebat) between Europeans and hardliners in our dear country, Iran
Amir.

 

سفرنامه به سبک الکی!


برگشتم از مشهد -  نصیر بالاخره مطلب داد – احسان هم پیداش شد – قالب درست کنمون نمی دونم چرا کاری نکرده – توی راههای کشور از راه تهران مشهد مهمتر داریم ؟ روسازیش داغونه – تابلو های راهنمایی ناقص و بعضا علط و گمراه کننده – تو این هیر و ویر پلیس هم باید جریمت کنه! – سر خلافی که مرتکب نشدی – عوض اینکه پشت فرمون بشینی و پلیس بیاد سراغت تو باید پیاده شی و عرض جاده شلوغ رو با صد تا قل هو الله رد شی بری دم بنز باراباس و شرفیاب بشی خدمت جناب افسر که برگ جریمه رو بنویسه! – چون خانواده همراهته خلع سلاحی و هیچی نمی گی -  از حرم رفتن و زیارت چیزی نگم که کار من نیست -  یه دوست عزیز که توی انگلیس زندگی میکنه برای یه ماه اومده ایران – تو مشهد پیداش میکنی(چون خونه پدر مادرش مشهده) – همراه خانواده یه شب شام میری خونشون (خیلی چتربازیه نه؟!!!)-  و چه شب خوبی میشه و چه حرفهایی رد و بدل میشه -  فرداش توی طرقبه یه دوست دیگه که از تهران با هم رفته بودین مشهد ، کیفش ( حاوی 4 تا دسته چک و کلی مدارک و پول نقد) رو روی سکوی جلوی درب رستوران جا میذاره – می رسید مشهد می فهمه کیفش نیست -  بر می گردید – توی راه برای پیدا شدن گمشده نذر صلوات میکنی – می رسید می بینید کیف همون جاست ( بعد حدود 40 دقیقه) – برگشت از مشهد تا سه راه افسریه یک طرف از اونجا تا خونه یه تهران مشهد دیگست ... –

 

منصور