رویای نیمه کاره

سرمایه هر دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد. «دکتر شریعتی»

رویای نیمه کاره

سرمایه هر دل حرفهایی است که برای نگفتن دارد. «دکتر شریعتی»

مزاحم


گوشی را برداشتم و گفتم: بفرمایید.
آقایی با لحن عصبانی گفت: شما بودید که کاری داشتید؟ گفتم  بنده؟
گفت: شماره ی شما دوبار روی دستگاه ما افتاده است ما فروشنده وسایل ورزشی هستیم.
گفتم نمی دانم بگذارید از رفقا بپرسم و پرسیدم  کسی زنگ نزده بود و خداحافظی کردم.
این هم داستانی شده است. حالا بیا و ثابت کن تو نبوده ای یا اصلا از کجا معلوم که راست می گوید.
حالا به فرض هم که این  گونه باشد چرا دعوا داری؟ اول بپرس بعدا قضاوت کن.
همه چیز در این جا از کارکرد طبیعی خودش خارج می شود مزاحم یاب خودش مزاحم می شود.
 
در پایان یک دو بیتی از محمد علی بهمنی می نویسم تا ویتامین شعر وبلاگ پایین نیاید رییس که شعر خارجکی می نویسد.

من و تو این هجا را می شناسیم
زبان واژه ها را می شناسیم
سکوت از جنس فریاد است این جا
چه خوب این هم صدا را می شناسیم

نصیر

استقلال


سلام

فقط می خواستم یه خسته نباشید بگم به منصوریان. اما شنیدم بازی قشنگی بود.

تجربه نشون میده هر چی کمتر بنویسی خوانندهات بیشترند.

یا علی

صادق

کشکول


۱- تجربه استادیوم خوب بود. برای من که ندیده بودم تاحال. یکی از شاگردانم رو هم دیدم و یقه اش کردم ! گفتم اومدی استادیوم چی کار !‌

۲- آنقدر که انتظار میرفت فحش نشنیدم . بعد کاشف به عمل اومد که تو بازی ملی فحش ها خیلی کمتر از بازی های باشگاهی است!

۳- جشن قهرمانی ایران خیلی قشنگ برگزار شد. عین خارج! اصلا انتظارش نمیرفت. در نهایت نظم و زیبایی و نورافشانی قشنگ و توپ در کردن و آتیش بازی و فواره اکلیل. خیلی قشنگ بود. باعث شد از رفتن اونجا پشیمون نشم.

۴- دیروز عصر رفتیم بهشت زهرا. ۷۲ تن. دکتر نوربخش. شهدا و درگذشتگان دوستان همراه ما. آقای طالقانی. حال و هوام عوض شد. بحثهای خوبی هم درگرفت. خدا رحمت کنه تمام اسیران خاک رو.

۵- شعر آهنگی که گذاشتمش توی وبلاگ رو مینویسم. بدک نیست. یه جورایی به شعرهای خودمون نزدیکه.

Leben ... I feel you
"i feel you...
in every stone
in every leaf of every tree
you've ever grown

i feel you...
in every thing
in every river that might flow
in every seed you might have sown

i feel you...
in every stone
in every leaf of every tree
you've ever grown
that you ever might have grown

i feel you...
in every thing
in every river that might flow
in every seed you might have sown"

i feel you...
in every vein
in every beating of my heart
in every breath i'll ever take

i feel you...
anyway...
in every tear that i might shed
in every word i've never said

i feel you..."


منصور

چاه

با سلام
هفته ای که گذشت هفته شلوغی بود و بیشتر شلوغی ها متعلق به خودم نبود.معمولا این چنین است.
در همین هفته به مناسبتی به بازخوانی بعضی از شعرهای مشیری پرداختم.
وی شعری دارد به نام یوسف که در زیر می خوانید

دردی اگر داری و همدردی نداری
با چاه آن را در میان بگذار
با چاه!
غم روی غم اندوختن دردی است جانکاه

گفتند این را پیش ازین اما نگفتند
گر همرهان در چاه افکندند و رفتند
آنگاه دردت را کجا فریاد کن
آه!

کو دست که بند بسته بگشاید از او
یا هم نفسی که دل برآساید از او
امروز غمی با که توانی گفتن
تا صد غم دیگرت نیفزاید از او

رباعی بالا از مشیری نیست0
البته اینها شعر است و در شعر حرف از یاس و ناامیدی زدن رسم است
ولی بسیاری شعر ها رنگی از واقعیت نیز دارد0

نصیر

I feel you


اومدم خونه امیرحسین . هلمز هم هست. می خواهیم بریم استادیوم بازی ایران - سوریه ! ‌تورو خدا نخندین به ما ! بالاخره برای اولین دفه به ما ببینید رفتن استادیوم رو.

یه خواننده آلمانی٬ با لهجه ساده٬ یه آهنگ قشنگ خونده به نام leben i feel you.
برای من که تا حالا از این کارا نکردم عجیبه ٬ نه؟!!!

من که می دونین تو این خط ها نیستم !‌ اینا اغفالم کردن !! وگرنه منو چی به این آهنگها . ولی با همه این حرفا آهنگ قشنگیه. زودی بر می دارمش !‌ قول میدم ! راجع به من فکرای بد نکنین!!


منصور